Home

Stories of WYWM - My Journey to WYWM (Dari Version) by Tariq Zia

Mel O'Sullivan - January 13, 2022

مسیر من به WYWM

من داستان خود را با سخنی از مولانا بلخی-رومی آغاز میکنم ، قسمیکه میفرماید؛ "در مسیر وقتی قدم بگذاری، مسیر بر تو نمایان میشود."

بنده، محمد طارق "ضیأ" متولد ولایت بامیان، اففانستان، در یک فامیل تحصیل یافته و از لحاظ اقتصادی متوسط چشم به جهان گشودم، جائیکه پدرم تنها شخص نان آور فامیل بود. من دقیقاً بیاد دارم، پدرم چگونه زحمت میکشید تا زمینه درس خواندن را برای مان فراهم سازد ولی هیچ گاه کوتا نیامد،  تا تحصیل خود را ادامه دهیم. از همان روزهای نخست که میتوانستم دست چپ و راست خود را تشخیص دهم، تصمیم گرفتم تا درس بخوانم و تحصیلات عالی خود را تکمیل نمایم.

بعد از فراغت از مکتب به درجه عالی (اول نمره) راهی دانشگاه شدم و در اولین شغل خود را به حیث کامپیوتر اپراتور در وزارت عدلیه افغانستان آغاز بکار نمودم، تا باشد از لحاظ اقتصادی فامیل را کمک و هم توانسته باشم مصارف تحصیل خود را تأمین نمایم. پس از فراغت از دانشگاه به درجه عالی و اکمال دوره لیسانس خویش در بخش انجینیری ساختمان، به حیث انجینیر دیزاین سترکچر بعداً به حیث پروجکت منیجر در وزارت شهرسازی و اراضی، افغانستان شروع بکار نمودم. پس از اتمام قرارداد، به حیث مترجم(سوپروایزر و تیم لیدر) برای نیروهای آسترالیایی و ائیتلاف(ناتو) انجام وظیفه نمودم.

از آنجائیکه نیروهای ائیتلاف و هم پیمانان شان خروج شانرا از افغانستان اعلام نمودند، تعداد زیاد از همکارانم وظایف شان را ازدست داده و خانه نشین شدند. من یکی از محدود مترجمین بودم که هنوز هم شامل وظیفه بودم. با گذشت هر روز اوضاع امنیتی وخیم تر میشد، روزانه بیش از ۱۰ تماس تیلیفونی از طرف همکارانم دریافت میکردم که از مشاورین در مورد درخواست ویزا های مان بپرس؛ وقتی به آنها مراجعه میکردم، آنها هم قادر نبودند تا سوال های مان را جواب دهند. دقیقاَ این همه با شروع همه گیری کووید-19 همزامان بود. همانند سایر همکارانم من هم منتظر ویزای خودم بودم، حتی با وجود ارسال بیش از ۱۰ ها ایمیل به اداره امور دولت آسترالیا هیچ خبری از ویزا نبود.

این دقیقاً زمانی بود که متوجه شدم، بطور انفرادی صدایمان شنیده نخواهد شد؛ بنأ، تصمیم گرفتم تا همه همکارانم را جمع و آوازمان را یکجا بلند نمایم تا خود را از یک مرگ حتمی نجات بدهیم. با شرایط حاکم در کابل خیلی مشکل بود تا جمع کثیری از مترجمین را دور هم جمع کرد؛ اعتماد کردن خیلی مشکل بود، اینکه ما کجا میرویم؟ اگر هویت مان افشا شود؟ اگر دهشت افگنان(طالبان، داعش، شبکه حقانی و غیره...) در مورد مان اطلاع یابند؟ چی اتفاقی برایمان رخ میداد؟ آنچه می توانید تصور کنید اینست؛ که همه ما کشته ویا محاکمه میشدیم. 

بنأ، من پیش قدم شدم و این ابتکار را بخرچ داده، تصمیم گرفتم تا تعدادی از همکارانم را اول به خانه خود دعوت نموده و نظر خود را با آنها شریک نمایم و بپرسم که آنها چی نظر دارند، طوریکه پلان خود را برایشان بیان نمودم، همه موافقت نموده و گفتند؛ هرچه میخواهی بنویس ما در پای آن امضا میکنیم. بعد از اخذ نظریات آنها یک بیانیه مشترک تحت عنوان (تهدید وخیم) نوشتم، یک گروپ واتسپ ایجاد کرده و همه آنها را شامل گروپ ساختم، جائیکه 62 مترجم به شمول 3 مترجم اناث همه دور هم جمع شده بودیم، با خود فکر کردم که به این شیوه به آسانی آنها را گرد هم جمع کرده، و میتوانم به آسانی به آنها مراجعه کرده و نظریات شانرا بگیرم. وقتی هریک از آنها با آنچه نوشته بودیم موافقت کردند، یک ایمیل آدرس تحت نام مترجمین کمپ قرغه (QAATBWADF) ایجاد کردم و همان نامه مشترک را به تمامی ایمیل آدرس های که منحیث نقطه وصل با دولت آسترالیا نزدم بود ارسال نمودم. در همین هنگام، به واسطه یکی از دوستانم به نام (نوید آرمان) که او هم یک مترجم بود، به یکی از نویسندگان روزنامه گاردین (کیت بنوایل) در ارتباط شدم، همان نامه مشترک را به وی ارسال نمودم؛ که خوشبختانه در روزنامه گاردین نشر گردید1. همزمان با یکی دیگر از ژورنالیستان چینل 10 بنام (سوریا لینی) در ارتباط شدم، آنها یک برنامه تلویزیونی دارند که تحت نام (پروژه) به نشر میرسد. با یکی از ژورنالیستان آنها در کابل مصاحبه نمودم، مصاحبه ای که میتوانست برای من خیلی خطر ساز باشد، باید روی خودرا پوشانیده و هویتم را مخفی نگه میداشتم، که خوشبختانه آن مصاحبه نیز به نشر رسید2.

با اذعان کردن فشار از راه های مختلف، در نهایت ما قادر شدیم تا از طرف اداره امور دولت آسترالیا جواب دریافت کنیم. اداره امور دولت آسترالیا با ارسال ایمیلی خاطر نشان ساخت که "به درخواست های ما تحت شرایط خاص و استثنائی رسیدگی خواهد شد، به زودی ما شاهد دریافت معاینات صحی و صادر شدن ویزا خواهیم بود."

این زمانی بود که اهمیت و نتیجه کارگروپی را درک کردم، نمی توانم بیان کنم به چی اندازه من و دوستانم و خانواده های مان خوشحال بودیم، اینکه چگونه امید های مان یکبار دیگر زنده شده بود. خوشبختانه این همه نتیجه داد، ما قادر شدیم تا این را رقم بزنیم، تمامی اعضای گروپ مان یکی پی دیگری به آسترالیا منتقل شدند، جائیکه آنها زندگی جدید شانرا آغاز کرده اند. من به تاریخ 26/جون/2021 به ملبورن انتقال یافتم؛ جائیکه در صدد این بودم که چگونه زندگی جدید خود را آغاز نمایم، از اینکه بنا بر بعضی قوانین و محدودیت ها نتوانستم فامیل خود(والدین، خواهر و برادر) خود را شامل پرونده خود بسازم، آنها در افغانستان باقی ماندند، از اینکه پدرم از کار بازنشسته بود و من تنها کاریگر فامیل مان بودم، باید در جستجوی کار میشدم تا بتوانم آنها را از لحاظ مالی کمک نمایم. از اینرو در یکی از فابریکه ها منحیث کارگر شروع به کار نمودم، مگر این جایی نبود که من متوقف میشدم، در صدد این بودم تا دیپلوم که خارج از کشور به دست آورده بودم را تصدیق کنم تا بتوانم یک وظیفه خوبتر جستجو نمایم. در همین هنگام یکی از مشاورین که در افغانستان با وی کار میکردم آدرس سازمان(WYWM) را برایم فرستاد و از من خواست تا در این ویبسایت ثبت نام نمایم، برایم گفت؛ این سازمان برای ترجمه مواد درسی شان در صدد استخدام یک تعداد مترجمین است. این دقیقاً زمانی است که من با (WYWM) وصل شدم.

بعد از ثبت نام در این برنامه، با خانم (ریبیکا) تماس تیلیفنی برقرار نمودم و در مورد تجارب و سابقه کاری خود با ایشان حرف زدم. حدود یکماه بعد از طرف آنها یک ایمیل در یافت نمودم، که میخواهند شخصی را بحیث مدیر برنامه آموزش افغانها استخدام نمایند، او افزود؛ "از اینکه شما میتوانید به هر دو لسان دری و پشتو تکلم نمائید، من در مورد شما فکر کردم اگر علاقمند هستید، وقت ملاقات بگیرید" بعد از انجام یک سری از مصاحبه ها با وی و آقای (جولیان)، و بعد از انجام مصاحبه تطابق فرهنگی، من منحیث بهترین کاندید واجد شرایط به این سمت انتخاب شدم. نمی توانم بیان کنم به چی اندازه خرسند هستم.

حال، منحیث مدیر برنامه آموزشی آفغانها، میدانم ماموریت و مسوولیت های که فرا راه من وجود دارد چالش زا خواهد بود، اما، با در نظر داشت تجارب، ظرفیت، شبکه مخاطبین و از همه مهمتر کار کردن در کنار یک تیم فداکار در سازمان (WYWM مطمئن هستم که در راه رسیدن به اهداف خود و چشم انداز سازمانی موفق خواهم بود. برای اینکه در نقشم موفق باشم، مهم است تا اساسی ترین ارزشهای سازمان (WYWM) را بدانم. بخاطر درک این موضوع، برای من، میتواند جواب به سوال های ذیل باشد؛

میخواهیم سازمان را به کدام مسیر ببریم؟ ما حقیقتاً چه میتوانیم حاصل کرد؟ و نهایتاً، سازمان قصد دارد چه  مشکلاتی را حل کند؟

من، منحیث مدیر برنامه افغانها، تلاش خواهم کرد تا این سازمان را به عنوان یکی از سازمانهای خلاق داشته باشم؛ تا فرصت های شغلی را برای هر یک از اعضای جامعه نیروی کار ایجاد کنم، و زندگی بهتری را برای پناهندگان افغان فراهم سازم. مهم تر از آن، بتوانم تأثیر مثبت بر زندگی تعداد زیادی از مردم جهان سوم داشته باشم. تا احساس کنم کار خارق العاده ای برای مردمم و کسانی که به حمایت ما نیاز دارند انجام داده ام.

با حرمت،

محمد طارق "ضیأ"

If you want to break into the tech industry then sign up to our platform and begin your training today.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Join our community

We have a Discord server where you’ll be able to chat with your instructors and cohort. Stay active in your learning!
Join discord